الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

516

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

در كتاب « المنخول » آورده است كه اصوليين اجماع دارند ، بر منع تقليد از اموات . « 1 » « نووى » در « المجموع » پس از آنكه مىگويد : در جواز تقليد از ميّت دو وجه وجود دارد ؛ مىنويسد : « سخن صحيح آن است كه جايز است ، چرا كه با مرگ صاحبان مذهب ، هرگز مذهب آنها نمىميرد ، به همين خاطر ، بعد از مرگشان به آنها در مسألهء اجماع و وجود مخالف اعتنا مىشود » . آنگاه براى اين مسأله چنين استدلال مىكند : « چرا كه اگر شاهدى پس از دادن گواهى و قبل از اجراى حكم بميرد ، اين سبب از كار افتادن شهادت او نمىشود ، بر خلاف جايى كه فاسق شود » . آنگاه دليل كسانى كه تقليد از ميّت را جايز نمىدانند ، اين گونه نقل مىكند كه : « ميّت همانند فاسق است كه از اهليّت افتاده » ؛ سپس مىافزايد : « هذا ضعيف لا سيّما فى هذه الاعصار ؛ اين قول ضعيف است ، مخصوصاً در چنين عصرى » . « 2 » دكتر « وهبه زحيلى » مىنويسد : برخىها ، صحت تقليد را متوقّف بر حيات صاحب مذهب دانسته‌اند ، ولى اين سخن نزد علما پذيرفته نيست ؛ چرا كه « شيخين » يعنى نووى و رافعى متفق‌اند بر اينكه تقليد از ميّت جايز است . « 3 » اين نكته لازم به يادآورى است كه اكثريت قاطع اهل سنّت پيرو يكى از فقهاى چهارگانه هستند ، و همين گواه بر اين است كه آنها تقليد ميّت را جايز مىشمرند و اگر كسانى با اين مطلب مخالفند ، قول آنها شاذّ است . از فقهاى اماميّه ، « صاحب جواهر » مىنويسد : عدم جواز تقليد ابتدايى از ميّت ميان اصحاب ما مسلّم است و جمعى بر آن ادّعاى اجماع كرده‌اند ؛ ولى آيا بقاى بر مجتهد ميّت در آن اعمالى كه از وى تقليد كرده است ( و به تعبير ديگر : بقاى بر ميّت ) جايز است يا خير ؟ ميان علما گفتگوست ؛ بعضى آن را واجب مىدانند و برخى آن را حرام شمرده‌اند ؛ ولى نظر صحيح آن است كه مقلّد در چنين مواردى مخيّر است . « 4 » نويسندهء « كفاية الاصول » نيز مىنويسد : معروف ميان عالمان اماميّه آن است كه مفتى بايد حىّ باشد ، همانگونه كه معروف ميان عالمان اهل سنّت آن است كه چنين چيزى شرط نيست و عالمان اخبارى از اماميّه نيز حيات مفتى را شرط نمىدانند . جمعى نيز تفصيل داده‌اند و در تقليد ابتدايى ، حيات مجتهد را شرط مىدانند ، ولى در استمرارى شرط نمىدانند ؛ آنگاه ايشان قول مشهور اماميّه را برمىگزيند و براى آن استدلال مىكند . ادلّهء قائلين به جواز تقليد ميّت در واقع سه چيز است : نخست سيرهء مستمرهء عقلاست كه آراى اموات را كه در كتابهايشان آورده‌اند در تمام علوم و فنون به منزلهء آراى احيا مىشمرند و تفاوتى ميان حىّ و ميّت

--> ( 1 ) . ارشاد الفحول ، ج 2 ، ص 339 . ( 2 ) . مجموع نووى ، ج 1 ، ص 87 . ( 3 ) . الفقه الاسلامى و ادلّته ، ج 1 ، ص 133 . ( 4 ) . جواهر الكلام ، ج 21 ، ص 402 .